محمدرضا محمدزاده
شاهنامه فردوسی

باهم کتاب بخونیم – داستان های شاهنامه فردوسی – قسمت اول

image

کتاب شاهنامه فردوسی بدون شک یکی از گنجینه های ارزشمند مردم ایران زمینه. خوندن زندگینامه فردوسی و شعرهای شاهنامه باعث شناخت بهتر ادبیات کهن پارسی میشه.

داستان های کتاب شاهنامه بدون شک یکی از کم نظیر ترین آثار هنری در دنیاست.

من، محمدرضا محمدزاده در اینجا کتاب شاهنامه فردوسی رو به زبون ساده با شما به اشتراک میزارم.

شروع همه ی کتاب ها بعد از یاد خدا با مقدمه و معرفی هست. پس خالی از لطف نیست ما هم از مقدمه این کتاب که به معرفی زندگینامه فردوسی پرداخته شروع کنیم.

زندگینامه فردوسی

حکیم ابولقاسم فردوسی در سال ۳۳۰ (ه.ق) در ده باژ که از ناحیه طائران در شهر طوس بدنیا اومد. از نوجوانی فردوسی اطلاعاتی موجود نیست.

اما گفته شده در اون زمان مردی به نام ابومنصور محمدابن عبدالرزاق حاکم طوس بود. این مرد بزرگ در سال های بعد سپهسالار خراسان شد.

عبدالرزاق با کمک وزیرش تصمیم به جمع کردن داستان و روایات تاریخی ایران کرد. آنها تعدادی از دانشمندان خراسان را در طوس گردهم آوردند و مجموع روایات و نوشته هاشون رو جمع کردند.

این روایات و نوشته ها که به صورت نثر بود، در کتابی به نام شاهنامه قرار گرفت.

شروع سرودن داستان های شاهنامه به نظم

نسخه هایی از کتاب شاهنامه نوشته شد و یکی از نسخه ها به دربار سامانیان رسید. شاعری به نام دقیقی، داستان گشتاسب و ارجاسب از این کتاب نثر رو به نظم سرود.

فردوسی در سال ۳۵۸ تشکیل خانواده داد و در سال بعد صاحب پسری شد. او در سال ۳۶۵ (زمانی که محمود غزنوی کودک بود) شروع کرد به سرودن نظم داستان های رزمی.

بعدها یکی از آرزوهای فردوسی به نظم کشیدن شاهنامه ای بود که بعد از کشته شدن دقیقی ناتمام موند.
از اقبال خوبه فردوسی یک نسخه شاهنامه که به نثر گردآوری شده بود توسط فرزند عبدالرزاق به او داده شد. نظم شاهنامه بی وقفه تا سال ۳۸۴ ادامه پیدا کرد و توی این سال تدوین اول شاهنامه تمام شد.

image

فردوسی و حمایت محمود شاه

محمد غزنوی که در بالا اسمش رو آورده بودم به جای پدرش سپهسالار خراسان شد.
بعد از مرگ پدرش در سال ۳۸۷ محمود با برادرش اسماعیل چند ماه درگیر جانشینی بودن. که در آخر توسط خلیفه عباسی عنوان سلطنت را گرفت و در بلخ تاج گذاری کرد.
فردوسی در زمان شروع سرودن شاهنامه، خانه، باغ، دارایی و از همه مهمتر حمایت محمود غزنوی رو داشت.
تمام این حمایت ها به مدت ۱۰ سال شامل حال این حکیم بود.

شروع مصیبت های فردوسی بعد از ۱۰ سال

بعد این ۱۰ سال خراسان به میدان جنگ سرداران سامانی برای سلطنت تبدیل شد. در این درگیری محمود غزنوی به بخارا فرستاده و زندانی شد و سرنوشتی نامعلوم پیدا کرد.
تمام این اتفاقات باعث شد سروسامان زندگی مادی فردوسی مثل قبل نباشه ولی این باعث نشد سرودن کتاب متوقف بشه.
غزنوی از فردوسی خواسته بود بعد تمام کردن کتاب شعرش اون رو فقط به شاهان تقدیم کنه. این گفته در زمانی بود که محمود بر روی تخت سلطنت بود. فردوسی امیدی در دلش پیدا کرد تا شاید مثل شاعران دیگر جایزه ای از پادشاه غزنه بگیره.

به همین خاطر در سال ۳۹۰ بعد از اولین تدوین شاهنامه، مدایحی در مورد محمود شاه به آن اضافه کرد. سپس کتاب را به برادر سلطان یعنی نصربن ناصردین داد که به دست محمود برسه. نصربن ناصردین، سپهسالار خراسان و مقیم نیشابور بود.

داخل دستگاه سلطنت افراد بداندیشی بودن که از روی حسادت در مورد این حکیم بدگویی کردند. این باعث شد که پادشاه به این کتاب و شاعر توجهی نکنه.

پایان ویرایش شاهنامه

فردوسی با تنگ دستی و پیری، ویرایش دوم این کتاب را شروع کرد و به اصلاح کلمات و مضامینش پرداخت.
برف نابهنگام و بعد از اون تگرگ باعث شد خانه و محصولات باغ فردوسی نابود بشه. درگذشت همسرش و مرگ ناگهانی پسر ۳۷ سالش به شکستگی و فرسودگی فردوسی اضافه کرد.
پاهای حکیم طوس توانش رو از دست داد و چشم و گوشش ضعیف شد. با همه این ناملایمات ویرایش شاهنامه متوقف نشد و در سال ۴۰۰ هجری تدوین نهایی آن پایان پیدا کرد.

image

پاسخی بنویسید

تماس با من